ولی هر چی رمز و یادم بود زدم مگه می شه آدم آدرس خونه شو یادش بره
این چیزی بود که واسه من اتفاق افتاده بود
از بین همه رمزایی که اشتباه زدم یه رمز درست دراومد و در این خونه باز شد
سلامی دوباره به وبلاگ خودم
خیلی وقته که ننوشتم یعنی حوصله نوشتن نداشتم
روزا و شبا پی هم اومدن و همه چی رد شد
داریم کمک کم به پایان این سال هم نزدیک می شیم
سرما خوردگی امونم رو بریده حال هیچ کاریو ندارم بی نا و بی رمق.
باشگاه رو فعلا به حالت تعلیق گذاشتم واسه زانو دردم دکتر که رفتم گفت فعلا ورزش نکن
تو این روزا اتفاقای خوب زیاد افتاد
آبجی و جاری بچه شون دنیا اومد و سالم و سر حال
دو تا خواهر شوهر هم باردارن خداروشکر
خدایا بازم می گم شکرت واسه همه چی و همه چی
خدایا شکرت
برچسب:
نویسنده: یوسف پارسامنش