خرید بک لینک
سفر هم تموم شد سفری زیبا و معنوی پر از احساسات خوب سفری که هنوز که هنوزه فک می کنم خواب بود.

تو این سفر خیلی چیزا دیدم و تجربه کردم ولی از حوصله نوشتن اون خارج ام این سرما خوردگی نایی واسم نذاشته که متن طولانی تایپ کنم.

خدا نصیب و قسمت همه آرزومندان کنه سفر به کربلا رو واقعا سفری نیکو و پر برکت هستش چه از لحاظ معنوی چه مادی.

سفرمون 6 روز طول کشید دو شب نجف دوشب کربلا و یه شب کاظمین روزی که می خواستیم برگردیم اصلا دلم راضی واسه 1 نبود

دلم می خواست دوباره برگردم کربلا و تو بین الحرمین دوباره بشینم و با آقا حرف بزنم

کربلا که بودم انگار زبونم بند اومده بود تموم حرفای رو که با آقا داشتمو یادم رفته بود و فقط به گنبد و ضریحش زل می زدم و گاهی هم کمی اشک صورتمو خیس می کرد ولی الان که اومدم می گم کاش با آقا بیشتر حرف زده بودم

کاش دلمو گره می زدم به ضریحش و تا ازش شفا نمی گرفتم بر نمی گشتم

کاش ازش قول می گرفتم تا آرزو مو برآورده نکرده منو راهی خونه نکنه

ولی تو اون لحظه انگار همه چی فرق کرده بود و الان حسرتش واسم مونده

والان از اینجا می خوام از آقا قول بگیرم روی همسرمو زمین نندازه نمی دونم همسرم از امام حسین قول گرفت یا از آقا ابوالفضل ، ولی ای سروران من شما رو به مادرتان فاطمه زهرا قسم دلشو نشکونین با هزار امیدو آرزو با شما خلوت کرد و درد دل و نیتی خیر آرزو به دل نذارینش به حق پهلوی شکسته مادرتون زیارتمون رو قبول و آرزومون رو برآورده کنین

دلم دوباره هوایی کربلاست دلم واسه آقا تنگه

خدایا روزی و قسمتم کن دوباره زیارتش رو آمین

روز یکشنبه هفته گذشته برگشتیم زادگاهم بعد استقبال و مهمونی و شام اومدیم خونه

خونه خیلی سر بود دو تا بخاری روشن کردیم ولی مگه گرم می شد و نتیجه سردی سرما خوردگی من شد

به حدی حالم بد بود که سرم به من وصل کردن و یه دگزا هم نوش جان کردم

تو این هیری ویری مریضی مهمون هم شده بود قوز بالا قوز

به سختی سرپا بودم

ولی هنوز راه ادامه داره و کلی مهمون دیگه موندن که بیان خونمون واسه زیارت قبول گفتن

خدایا شکرت واسه تک تک لحظه های زندگیم

خدایا تنهامون نذار

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 19:41 توسط بانو |

برچسب: نویسنده: یوسف پارسامنش تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 18:19

صفحه بندی